|
تنبور از دیرباز تا کنون 8
هـــو " تنبور از دیرباز تا کنون " - نوازندگان و سازندگان برجسته « قسمت دوم »
اكنون ميپردازيم به معرفي بزرگترين شخصيت تنبور معاصر : نامي ترين استاد تنبور نواز معاصر سيدامرالله شاه ابراهيمي است . چنانچه در فصل اول اين رساله نيز اشاره شد به همت ايشان تنبور از انزواي چند صدساله به درآمده و به مجامع هنري بينالمللي راه يافت اكثر تنبور نوازان برجسته معاصر در حوزه صحنه يا مستقيماً شاگرد ايشان بودهاند و يا از طريق شاگردان ايشان به سلك نوازندگان تنبور درآمدهاند . ايشان علاوه بر استادي مسلم در نوازندگي تنبور و آگاهي تمام و كمال از مقامات منحصر به تنبور ، در موسيقي سنتي ايران نيز داراي مقامي شامخ و در رديف موسيقي مذكور تسلط فراوان دارند. گذشته از نوازندگي بي نظير تنبور از استادان برجسته نوازندگي تار و سه تار به شمار ميآيند. آگاهي و مهارت بسيار خوبشان در موسيقي ايراني اين امكان را برايشان فراهم نموده است كه بتوانند به بهترين وجه و با كيفيت عالي به تنبور و تنبور نوازي و ارائه و ترويج آن همت گمارند. در تنبور شاگرد پدرشان مرحوم استاد سيد لطفالله شاه ابراهيمي بودهاند و از اساتيد تنبور نواز عصر ما قبل معاصر در حوزه صحنه بهره تمام بردهاند . در تار و سه تار شاگرد مرحوم استاد سيد احمد اعتضادي بودهاند كه آن مرحوم خود از برجسته ترين شاگردان مرحوم استاد غلامحسين درويش بوده است. استاد شاه ابراهيمي در نوازندگي تنبور داراي سبكي لطيف و پنجهاي گرم و جذاب ميباشند. سبك ايشان معرف بهترين نمونه روش ، براي آموزش و انتقال تنبور است. اين استاد تا قبل از دهه پنجاه بطور متفرقه نسبت به آموزش شاگردان اقدام مينمودهاند، اما در دهه پنجاه با تشويق وزارت فرهنگ و هنر سابق نسبت به داير نمودن كلاس رسمي تنبور در شهر صحنه اقدام كردند. تشكيل نخستين گروه تنبور نوازي معاصر : استاد شاه ابراهيمي از ميان تعليم يافتگان آن كلاس عدهاي را انتخاب نموده و اولين گروه تنبور نوازان معاصر را تشكيل دادند. آن گروه در اواسط دهه مذكور با شركت در جشنوارههاي موسيقي آن زمان از جمله جشنواره موسيقي كردي كه در تالار رودكي سابق اجرا شد و در جشن فرهنگ و مردم كه با شركت 220 گروه هنري در شهر اصفهان اجرا شد و برنامه موسيقي عرفاني كه در تالار چهل ستون اصفهان اجرا شد ، توانست تنبور را تا حدودي به ملت ايران بشناساند. ( ادامه مطلب را در پست بعدی بخوانید ... ) |+| نوشته شده توسط ثنا در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 15:19 تنبور از ديرباز تا كنون 7
هـــو
" تنبور از دیرباز تا کنون "
- نوازندگان و سازندگان برجسته « قسمت اول »
بدليل گمنام بودن بسياري از سازندهها و عدم وجود منابع مكتوب به منظور بررسي احوال سازندگان اين ساز نميتوان مطالب مبسوطي ارائه داد . اما تاآنجا كه مي توانم بهترينها را معرفي مينمايم . با توجه به تقسيم حوزه رواج تنبور به دو منطقه كلي گوران و صحنه ميتوان گفت : ناميترين سازنده صدسال گذشته در حوزه گوران مرحوم شادروان استاد چنگيز ساكن گهواره گوران بوده و در ميان سازندگان معاصر در حوزه مذكور بهترين تنبورها را استاد اسدالله كه از نوادگان مرحوم استاد چنگيز است ميسازد . دو استاد يادشده هريك صاحب نشانههائي در آثار خود هستند كه به سادگي و به طور واضح از ميان تنبورهاي ديگر سازندگان قابل تشخيص است . تنبورهاي ساخت مرحوم استاد چنگيز تماماً داراي كاسه يك پارچه هستند ولي استاد اسدالله اگرچه بيشتر تنبورهايش داراي كاسه يك پارچه هستند اما اخيراً تنبورهاي تركهای نيز ساختهاند . در حوزه صحنه نيز ناميترين سازندهاي كه ميتوان نام برد مرحوم استاد خداوردي ساكن يكي از روستاهاي توابع صحنه بوده كه بنا به اقوالي ايشان مبتكر كاسههاي ترکهای داراي نيم تنه يا گلوگاهدار بودهاند . نگارنده اين سطور كه در سالهاي قبل چندتائي از ساختههاي آن استاد عاليقدر را تعمير نمودهام ، اذعان ميدارم كه آثار آن مرحوم بي نظير بودهاند . از ديگر سازندگاني كه در زمينه ساختن تنبور خدمات قابل تقديري به رواج فرهنگ تنبورنوازي نمودهاند ميتوان از مرحوم استاد حسين علي جمالي كه صاحب سبكي مشخص در اين زمينه بود و خانواده مرجاني كه بطور ارثي چند نسل است از اين هنر پاسداري مينمايند نام برد و از ميان سازندگان معاصر كه به نظر اينجانب بهترين تنبورهاي حوزه صحنه را به دوستداران اين ساز عرضه داشته ، استاد عبدالرضا رهنما ميباشد كه داراي سبكي ممتاز و در صحنه ساكن است و آخر اينكه از ميان تنبورهائي كه فعلاً موجود است بهترين و عاليترين آنها ساختههاي مرحوم استاد نريمان ميباشد نامبرده به هيچكدام از حوزههاي رواج تنبور تعلق نداشته و در تهران به اين كار اهتمام ميورزيده است. نوازندگان برجسته : گفتار در اين مبحث از قسمت قبلي نيز دشوارتر است . زيرا براي اعلام نظر و معرفي بهترينها علاوه بر آگاهي و شناخت صحيح نسبت به موسيقي و ريتم بطور اعم و شناخت موسيقي مقامي و سبك و سنت ويژه تنبور بطور اخص ، ميبايد به كرات و با دقت قطعات نواخته شده اساتيد اين فن ، ضمن شنيدن مورد تجزيه و تحليل و مقايسه قرار بگيرند . ازآنجا كه دستيابي به آثار بزرگان رشته موردنظر و جمعآوري آن بدليل عدم انتشار رسمي ، كار سادهاي نيست ناگزير ميبايد به اعلام نظري مختصر اكتفا كرد . در دو حوزه مهم رواج تنبور كه به آن قبلاً اشاره شد صدها تنبورنواز برجسته و مقامدان وجود دارند كه كار هريك به نوبه خود ارزنده است . اما نگارنده اين سطور به معرفي بهترينها از ميان آنها كه از نزديك ديدم و آثارشان را شنيده و افتخار شاگردي بعضيشان را پيدا كردم ميپردازم . از اساتيد حوزه گواران مدتي افتخار شاگردي مرحوم استاد عابدين خادمي را يافتم و از دانش فراوان ايشان نسبت به موسيقي آئين اهل حق و موسيقي مقامي بهرهمند گرديدم . استادي نامبرده مسلم و چنان بود كه اساتيد حوزه گوران به استادي قبولش داشتند . از شاگردان اين استاد ، موفق شدند نسبت به آموزش جوانانِ آن حوزه بطور چشمگيري اقدام نمايند كه حاصل آن تشكيل گروهي براي همنوازي مقامات تنبور بود كه اثرات مطلوبي در زمان خود به جاي نهاد . يكي از اساتيد حوزه صحنه استاد درويش اميرحياتي است كه داراي سبكي اعجابانگيز و پنجهاي سحار است . نخستين باري كه تنبور از طريق راديو و صفحات گرامافون در سطحي وسيع به گوش مشتاقان رسيد ، صداي گرم و جذاب همراه با تنبور اين استاد بود كه آهنگ جاودانه علي گويم علي جويم را اجرا كرد و در چند دهه اخير بسياري دلها را به لرزه درآورد و بسياري جانهاي تشنه را سيراب كرد . روش مضراب كاري اين استاد به كلي با ديگر اساتيد متفاوت است كه شرح آن در اين مختصر نميگنجد . تنبور مخصوص ايشان كه موسوم است به نداءالحق ، داراي كاسهاي به مراتب بزرگتر از تنبورهاي معمولي است.
( ادامه مطلب را در پست بعدی بخوانید ... ) |+| نوشته شده توسط ثنا در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 16:5 تنبور از ديرباز تا كنون 6
هـــو
" تنبور از دیرباز تا کنون "
- تنبور اهل حق « ادامه مطلب – قسمت 6 »
شيوه نواختن : عمل مضراب كاري در تنبور ؛ معمولاً با چهار انگشت دست راست و به ندرت با پنج انگشت انجام ميشود . مهمترين مضراب تنبور در اصطلاح محلي «شُرّ» نام دارد كه عبارتست از برخورد نُكِ انگشتان مذكور با تمامي سيمها در منطقه پنج گرد ، از پائين به بالا بطوريكه كف دست و انگشتان بدور محور مچ حالتي نيمه دوراني ، به خود ميگيرد . اين مضراب يكي از مضرابهاي چپ در تنبور است . مضراب مهم ديگر مضراب راست است كه عبارت از برخورد ناخنهاي 4 انگشت دست راست با تمامي سيمها از بالا به پائين . اين مضراب مهمترين مضراب راست در تنبور است . مضراب مهم ديگر ، مضراب چپي است كه بوسيله انگشتان اول و چهارم يعني سبابه و خنصر انجام ميشود . اين مضراب ، دو تك نام دارد . براي اجراي آن نك دو انگشت ياد شده از پائين به بالا سيمها را به صدا درميآورد . مضراب ديگر مضرابِ تكِ چپ است كه با انگشت اول يعني سبابه انجام ميشود . مضراب ديگر مضرابِ تك راست است كه با انگشت اول اجرا ميشود . مضراب ديگر مضراب ريز يا توالي كند يا تند چپ و راست با انگشتان اول است . دو مضراب ديگر كه كمتر از آنها استفاده ميشود يكي پس شُر است و ديگري شُرِ متوالي . پس شُر ، تقريباً عكس يا قرينه شُر است و شُرِ متوالي اجراي بيوقفه شرهاي پي در پي است . و مضراب ديگر مضراب پيش شُر است كه براي طولاني تر شدن مضراب اصلي شُر ، با انگشت سبابه سه مضراب راست ، چپ و راست اجرا شده و بلافاصله مضراب اصلي انجام ميشود . و آخرين مضراب حالاتي شبيه به دُرّاب درسه تار دارد كه تشكيل شده از چند ريز پيوسته سريع و مشدّد . توسط انگشت سبابه . اين مضراب سه گونه انجام ميشود اول بصورتيكه با راست ختم ميشود دوم آنكه با چپ ختم ميشود و درنهايت آنكه بطور متناوب از دُرّابهاي چپ و راست تشكيل ميشود . روش انگشتگذاري : براي اجراي مقامات موسيقي با تنبور معمولاً از دو سيم اول استفاده ميشود و به ندرت از دستانها و نغمات سيم و اخوان استفاده ميگردد . از طرفي چون فواصل بين دستانها تقريباً فراخ و يكسان است با توجه به دو نكته يادشده روش انگشتگذاري و اداي نغمات در تنبور چيزيست سهل و ممتنع . سهل بدون آن به خاطر وجود فواصل كافي بين دستانها و سخت بودن آن به اين خاطر است كه ميبايد كاري را كه در سازهاي مانند بربط ، تار و سه تار با استفاده از چند سيم بدون گردش زياد بر روي دسته ساز انجام ميگيرد ، بدون استفاده از سيمهاي غيراصلي با گردش بر روي دسته ساز انجام داد . در سنت انگشتگذاري تنبور نكاتي هست كه با انگشتگذاري در سازهاي هم خانواده تنبور متفاوت است يكي اينكه : در تنبور بيش از سازهاي ديگر از انگشت چهارم استفاده ميشود . البته بسته به شرايط موجود در مقام و چگونگي فواصل پشت سرهم . مثلاً اگر دو فاصله بين سه نت پشت سرهم پرده باشد مانند «فا ، سُل ، لا» يا «ميبمل ، فا ، سُل» يا «رِبمل ، ميبمل، فا» براي انگشتگذاري به ترتيب از انگشتهاي سبابه ، وسطي ، خنصر يعني اول ، دوم و چهارم استفاده ميشود ، و از انگشت بنصر يعني انگشت سوم در اينجا استفاده نميشود . اما اگر دو فاصله بين سه نت يكي پرده و ديگري نيم پرده و يا بالعكس باشد به جاي انگشت چهارم ، انگشت سوم عمل انگشتگذاري بر روي نت سوم راانجام ميدهد . و ديگر استفاده فراوان از انگشت ابهام يعني انگشت پنجم است . كه در مواقع لزوم براي اجراي نغماتي ، دستانها را بر روي سيم و اخوان گرفته و به اجراي مقام و رنگ آميزي صوتي آن اثري خاص ميبخشد.
( ادامه مطلب را در پست بعدی بخوانید ... ) |+| نوشته شده توسط ثنا در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 و ساعت 14:51 تنبور از ديرباز تا كنون 5
هـــو
با سلام و با عرض پوزش از برخي خوانندگان عزيز مجبور به نوشتن اين موضوع هستم كه : « در كشور هند كه فقر مادي در آن بيداد مي كند، بالغ بر سه هزار فرقه و اعتقاد و دين گوناگون وجود دارد كه با صلح در كنار هم زندگي مي كنند . اميدوارم كه شعور و فرهنگ ما ايراني ها كه اينقدر به آن ميباليم روزي به جايي برسد كه به اندازه هندي ها درك اين موضوع را داشته باشيم كه اعتقاد امري شخصي و خودجوش است ، و براي هزارمين بار مي نويسم كه اين وبلاگ نه براي اثبات عقايد فرقه اي خاص بوجود آمده و نه براي نفي عقيده اي ، پس لطفا از دخالت بي مورد در عقايد ديگران جدا خودداري كنيد چراكه بعدها براي خود شما نيز اثرات بدي بدنبال دارد !!! » يا حق ، يا علي مدد .
" تنبور از دیرباز تا کنون "
- تنبور اهل حق « ادامه مطلب - قسمت 5 »
و حالا با ساز كوك شده دستانها تنظيم ميشوند : دستانهاي اصلي : تعداد دستانهاي اصلي يا ثابت تنبور هشت تا است . كه عبارتند از دستانهاي دوم ، چهارم ، پنجم ، هفتم ، نهم ، دهم ، دوازدهم و چهاردهم ، كه اگر به خاطر سهولت در انتقال مطلب ، دست باز يا مطلق سيم اصلي را «دو» فرض كنيم ، هشت دستان مذكور به ترتيب نتهاي «ر، مي ، فا ،سل ، لا ،سيبمل ، دو ، ر» خواهند بود . اگرچه در شيوه سنتي پردهبندي تنبور راهحلهاي مناسب و معقول براي يافتن محل استقرار دستانهاي اصلي موجود است امّا به دو دليل ذكر آن ضروري نمينمايد . اول اينكه در مبحث تشريح دستانهاي ثابت در ترجمه مقاله تنبور حكيم فارابي كه در فصل چهارم درج گرديد در اين باره توضيح كافي و كامل داده شده . دوّم اينكه با اختراع دياپازنهاي دقيق و حساس به سهولت ميتوان محل دقيق اجراي آن نغمهها را پيدا كرد . توالي صداهاي حاصله از اين دستانها تقريباً شبيه به گام ماژور جهاني و گام دستگاه ماهور ميباشد . با اين تفاوت كه درجه هفتم از گام ماژور ، نت «سي بكار» است ، يعني فاصله درجه هفتم تا درجه هشتم يعني از نت «سي تادو» نيم پرده است . اما در گام تنبور كه گام موسيقي قديم ايران است . درجه هفتم ، نت «سي بمل» ميباشد و فاصله درجه هفتم در اين گام با درجه هشتم يعني از نت «سي بمل تا دو» يك پرده تمام است . اين گام را در موسيقي قديم «دور عشاق» ميناميدهاند كه اولين دور از 12 دور اصلي موسيقي قديم ايران است و اساس پردهبندي تنبور نيز هست . مشابه آن را نيز در مدهاي اصلي موسيقي يونان نيز ميتوان يافت . در موسيقي يونان پنجمين مد كه موسوم است به ميكسوليدين و محدوده آن بر اساس گام طبيعي يا «ماژور» از نت سُل تا نت سُل در اكتا و بعد ميباشد ، با درجات اصلي گام پايه در تنبور اهل حق ، يكي است . بدينترتيب فواصل موجود در بين دستانهاي اصلي تنبور با فواصل مابين درجات دور عشاق و فواصل بين درجات گام ميكسوليدين دقيقاً يكسان و عبارت است از : «پرده ، پرده ، نيمپرده ، پرده ، پرده ، نيمپرده ، پرده» با بياني ديگر ميتوان گفت گام موسيقي ايران كه بهترين نمونه آن در تنبور نمايان است از توالي چند دانگ مشابه تشكيل شده است . كه آن را ميتوان توالي چهارگانها دانست . درجات دانگها دقيقاً همان دستانهاي اصلي تنبوراند كه در روش انگشتگذاري به سادهترين شكل ممكن است با انگشتهاي اول ، دوم و سوم و در اصطلاح قديم سبابه ، وسطي و بنصر ، اجرا ميشود . و اگر بنا برهمين روش سه دانگ متوالي با سه مرحله انگشت گذاري بر روي دستانهاي اصلي و با سه انگشت مذكور انگشت گذاري شود ، از مطلق تا مقداري بيش از نيمه وتر طي خواهد شد . مهمترين صداهاي اصلي به ترتيب مطلق ، چهارگان ، پنجگان و هشتگان است . مطلق ، صداي دست باز سيم است كه با توجه به آنچه گذشت طول آن «66» سانتيمتر است . چهارگان ، صداي دستان پنجم است كه در يك چهارم از طول سيم بسته ميشود و طول مقداري از سيم كه براي ايجاد اين صدا به ارتعاش درميآيد ميبايد «5/49» سانتيمتر باشد . فاصله صداي مطلق تا اين صدا را در اصطلاح موسيقي امروز چهارم درست مينامند . پنجگان ، صداي دستان هفتم است كه در يك سوم از طول سيم بسته ميشود و طول مقداري از سيم كه براي ايجاد اين صدا به ارتعاش درميآيد ميبايد «44» سانتيمتر باشد . فاصله صداي مطلق تا اين صدا را در موسيقي امروز پنجم درست مينامند . هشتگان صداي دستان دوازدهم است كه دقيقاً در نيمه طول سيم بسته ميشود و طول مقدار مرتعش سيم براي ايجاد اين صدا «33» سانتيمتر است . اين صدا تكرار صداي مطلق است و آن را اكتا و يا هنگام ميگويند . فاصله صداي مطلق تا اين صدا را در موسيقي امروز هشتم درست مينامند . دستانهاي متغير : اكنون ميبايد دستانهاي غير اصلي يا متغير را مرتب نمائيم . از آنجا كه فواصل موجود در بين دستانهاي تنبور تماماً نيم پرده هستند و نيز فاصله هر دستان از ديگري در حالت معمول از شيوه باستاني تبعيت مينمايد كه موسوم است به دستان فُرس ، بنابراين ميتوان براي تعيين محل استقرار دستانهاي غيراصلي كه تعداد آنها «6» تا است و شمارههاي «1، 3 ، 6 ، 8 ، 11 ، 13» در ميان 14 دستان مذكور به حساب ميآيند ، چنين گفت كه : «دستان اول كه اولين دستان متغير نيز هست در نيمه راه خرك دسته و دستان دوم قرار ميگيرد . دستان سوم كه دومين دستان متغير است در نيمه راه دستان دوم و دستان چهارم قرار ميگيرد . دستان ششم كه سومين دستان متغير است در نيمه راه دستان پنجم و دستان هفتم قرار ميگيرد . دستان هشتم كه چهارمين دستان متغير است در نيمه راه دستان هفتم و دستان نهم قرار ميگيرد . دستان يازدهم كه پنجمين دستان متغير است در نيمه راه دستان دهم و دستان دوازدهم قرار ميگيرد . دستان سيزدهم كه ششمين يا آخرين دستان متغير است در نيمه راه دستان دوازدهم و دستان چهاردهم قرار ميگيرد . آنچه گفته شد براي حالت معمولي است و تقريباً عموميت دارد ، اما نوازنده تنبور در صورت آموزش صحيح نسبت به مقامات اصيل تنبور ، درخواهد يافت كه دستانهاي متغير گاهي به حسب ضرورتِ مقام ، به جلو يا عقب كشيده خواهند شد و آموزش و درك و اجراي اين موضوع چندان ساده نيست . دراينجا بطور مثال تغيير محل استقرار دستانهاي متغير را در بعضي از مقامات متذكر ميشويم : متغير اول در حالت اندكي كمتر از دستان فُرس براي نوعي از سماع در حالت دستان فرس براي جلوشاهي و يكي ديگر از انواع سماع و درحالت اندكي بيشتر براي با يه با يه . متغير دوم: در حالت كمتر براي خان اميري در حال عادي براي جلوشاهي و بايه بايه در حال بيشتري براي ساروخاني . متغير سوم: درحالت كمتر براي سه جاران و سحري در حال عادي براي خان اميري درحال بيشتر براي قطار و نوعي سماع . متغير چهارم: در حالت كمتر استفادهاي ندارد در حال عادي براي جلوشاهي و بايه بايه درحال بيشتر براي قسمت دوم ساروخاني . متغير پنجم: در حال عادي براي اجراي سحري و جلوشاهي در حالت كمتر براي سه جاران و در حال بيشتر استفادهاي ندارد . متغير ششم: حالاتش مانند متغير اول است زيرا تكرار همان صدا در اكتا و بعد است . ميپردازيم به كوكهاي تنبور : براي نواختن موسيقي تنبور كه انواع آن بعداً معرفي خواهد شد ، دو كوك رايج است . در كوك اول فاصله نغمه دست باز و دو سيم اول با نغمه دست باز سيم و اخوان ، فاصله چهارم است . به اين كوك ، كوكِ هفت دستان و در اصطلاح مذهبي اهل حق ، كوكِ شيخ اميري ميگويند . بيشتر مقامات و سرودهاي آئيني و بعضي از مقامات غيرمذهبي كهن يا باستاني در اين كوك نواخته ميشوند . در كوك دوم فاصله نغمه دست باز دو سيم اول با نغمه دست باز سيم و اخوان ، فاصله پنجم است . به اين كوك ، كوكِ پنجم دستان و در اصطلاح مذهبي اهل حق ، كوكِ طرز ميگويند . تعدادي از مقامات و سرودهاي آئيني و بيشتر مقامات باستاني در اين كوك نواخته ميشوند . بغير از دو كوكِ مذكور كوكهاي ديگري نيز هست كه جنبه آئيني ندارند و به ندرت از آنها استفاده ميشود ، كه از آن ميان كوكهاي هشت دستان ، نه دستان ، ده دستان و هم صدا را نام برد براي رسيدن به اين كوكها ميبايد سيم و اخوان را با دستانهاي هشت ، نه ، ده و يا با دست باز سيم ديگر هم صدا كرد .
( ادامه مطلب را در پست بعدی بخوانید ... ) |+| نوشته شده توسط ثنا در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 و ساعت 16:7 |
|



